امید با وفا یکی از دوستان ترانه ساز منه که هرچند توفیق زیارتشو نداشتم اما خیلی بهش ارادت دارم ،این روزها داره حسابی در عرصه ترانه سازی و موسیقی گل می کنه . این آهنگ و ترانه متناسب با مسائل اخیره که خیلی دلنشینه . امیدوارم شما هم لذت ببرید.
آهنگ جدید مهران باقری به نام چی میدونی
(این موزیک گلایه از مسیریه که شاهین نجفی در پیش گرفته)
ترانه سرا:امید باوفا / ملودی و تنظیم مهران باقری

برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید:
http://ganjabax1.in/Ganja2Music/Matin/Singles/1391/2/Mehran%20Bagheri%20-%20Chi%20Midooni/Mehran%20Bagheri%20-%20Chi%20Midooni%5B128%5D.mp3
برچسبها: امید باوفا, مهران باقری, شاهین نجفی, ترانه, دانلود
نه هوس عضو مفاخر بشوم
نه قرار است که برجلد کتاب
سبب شهرت ناشر بشوم
حد من نیست خودم می دانم
چهره ی شعر معاصر بشوم
من هم از نسل همانم که خدا
کرد بیرون که مهاجر بشوم
دو سه روزی بزنم چرخی چند
بروم باز مسافر بشوم
آمدم ، قصه چنین شدکه کمی
در فن قافیه ماهر بشوم
حال این حکم رسالت با ماست
قسمت این نیست که کافر بشوم
غرض این است که مانند گدا
بر سرکوی تو حاضر بشوم
وخدا خواست قلم بردارم
و خدا خواست که شاعر بشوم
برچسبها: غزل, قافیه, شاعر, جلد کتاب, قلم
این طرح را برای قرآنهای مجلسی آماده کرده ام
تقدیم به روح پدر صبور و مهربانم . که دیگر لبخند نمی زند.
مانده ام بی تو به افسوس و فغان و ای داد
رفتی و بی تو شرر بر دل و جانم افتاد
به فدای لب عطشان حسین ابن علی
پدرم با لب تشنه به غریبی جان داد
این چهل روز بدون تو چه غمبار گذشت
شعله ها زد شرر و بر تن تبدار گذشت
این چهل روز چهل فصل خزان بود پدر
اشک غم بود که از دیده ی خونبار گذشت
هفت سین سفره ام بی روی توست
در سکوت تلخ غم یک سینه ها آه
سیل اشک و سایه ی غم سوز دل
قطره اشکی بر سر سنگی سیاه
برچسبها: طرح, پدر, چهلم, نوعید, هفت سین
یه موج دور حرمت هزار تا موج آبیه
صحن سرات امام رضا مهتابی رو می خواد چکار
یه برق چشمای آقام یک میلیون مهتابیه
هوادارات با این تیما کی قابل مقایسن
یه دریا نوکرای تو یه قطره سرخ و آبیه ....
برچسبها: موج آبی, امام رضا, سرزمین عشق, شعر, موجهای عاشقانه
تشنه اگر آب ببیند شفاست ..... گدا اگر شاه ببیند صفاست
گدائی شاه نجف افتخار ..... گدائی ات دهد به ما اعتبار
کاش به دریای تو کف می شدم ..... زائر ایوان نجف می شدم
کاش که می گفتم الا یا امام..... روبروی گنبدتان السلام
این و من این هیات و دلبسته هات.....این تو و این غیرت و گلدسته هات
دست مرا گیر که افتاده ام ..... دل به بلندای شما داده ام
خسته ی راهم علیا یا علی ..... کن تو نگاهم علیا یا علی
خون رگم هر جهشش یا علی است . سینه من هر طپشش یا علی است
طپش طپش نام تو را می برد ...... نام دلارام تو را می برد
با همه ی شادی میلاد تو ..... خنده ی روی لبم از یاد تو
با همه ی شور و نشاط و شعف....ارادت بنده به شاه نجف
زائرت اما به سر کیف نیست.. خاک به دور حرمت حیف نیست
خادمی درگهت ای مهربان .... باشد اگر در کف ایرانیان
حد تورا "رو به حسین می کنیم.... وصل به بین الحرمین می کنیم"
سید لات افکن احمد نشان .... باعث لبخند لب غم کشان
لایزل عالی لشکر شکن ..... ماه لقا حیدر خیبر شکن
ماه سرودیم و ببین ماه را ..... ماه نباشد چه کنم چاه را؟
ببین علی گرفته مه روی خود .... ماه گرفته رخ نیکوی خود
دل نگرانیم الا بوتراب ......... تا که ببینیم رخ ماهتاب
سایه رود ماه بیاید علی .... هادی این راه بیاید علی
هادی ما مهدی موعود توست ... بحق این روز که مولود توست
تا که بیاید به سر ما ولی .... بخوان تو هم العجلی یا علی
آمدن منجی ما دیر شد ... سینه زن مهدی تو پیر شد
کاش من و تمام این دوستان ... به عشقت ای پادشه عاشقان
حلقه به ایوان نجف می زدیم ... به یمن میلاد تو کف می زدیمبرچسبها: ماه گرفتگی, شاه نجف, گلدسته ها, علی, ع, مثنوی
می خواهمت محبوب من همچون برادر
می خواهمت ای گامهای مهربانت
از ضربه های قلب من هم آشناتر
اصلا نمی دانم چرا دست خودم نیست
هر لحظه می گردم به عشقت مبتلاتر
در جستجویت بی قرارم کوی در کوی
از قاصدکهای گریزان هم رهاتر
این ماجرای واقعی دارد کتابش
از ویس و رامین می شود پر ماجراتر
مگذار کابوسم شود راهی پر از پیچ
باریکتر تاریکتر بی انتهاتر
نام تو طوفان است باران است پس چیست
نام تو را بردند، شد آئینه ها تر
برچسبها: قاصدکهای گریزان, ویس و رامین, طوفان, باران, کوهکن

